گوهر از سنگ است ما در گرانش کرده ایم

اوچنین بودست اول ماچنانش کرده ایم

لعل زیبای بدخشان پاره سنگی بیش نیست

مازغفلت زینت تاج شهانش کرده ایم

فاش تر گویم عروس چرخ جز یک ذره نیست

ما بلند آوازه خورشید جهانش کرده ایم

سقف زیبای فلک را در شب یلدای تار

مازنور دیدگان اختر نشانش کرده ایم

من نمی نالم زجور آسمان زیرا که ما 

این کلاه تنگ را خود آسمانش کرده ایم

هیچ  موجودی نبودی تا نشان از ما نبود

هرچه را باشد نشانی مانشانش کرده ایم

ای که گفتی هست یغما را زسر تا پا ریا

نیست سرتا پا ریا ما امتحانش کرده ایم