ناگفته هایی ا زکربلا

قال رسول ا... نورعینی                حسین منی وان من حسین

روح من حسین است                   عشق من حسین است

ای اهل عالم  ای اهل عالم         ای اهل عالم ا ی اهل عالم

 

تعدادي از اصحاب مورد اصابت تيرهاي سمي قرار گرفتند و بعد از مدتي بر اثر همان سم بعد

از واقعه كربلا به شهادت رسيدد!

هيچ كس از سپاه كربلا به لشكر كوفه پناه نبرد!

* شيرزناني كه در حادثه كربلا نقش داشته اند عبارتند از: همسر حبيب ابن مظاهر، ام خلف همسر

مسلم ابن عوسجه، طوعه،ماريه، دلهيم همسر زهير، قمر همسر عبدالله بن عمير، عذرا(هانيه) همسر

وهب و ام وهب تنها زن شهيد كربلا!

* قاتلان امام حسين به پاس پيروزي و شكست و امام حسين(ع) مساجد ساختند!

..........................................................................................................................................

 

وقتي جنازه سيدالشهدا(ع) قطعه قطعه شد و قبيله بني اسد براي دفن جنازه ها به سر پيكر امام حسين(ع) آمدند آثاري را روي شانه و دوش امام حسين(ع) ديدند كه نشان از شمشير و چيز ديگري نبود. از امام سجاد(ع) پرسيدند كه اينها رد چيست؟ امام جواب دادند اين آثار كيسه هايي است كه امام حسين(ع) غذا براي فقيران مي برده است.

..........................................................................................................................................

* خون گلوي علي اصغر، خون سينه، صورت و دهان امام حسين(ع) از جمله خونهايي هستند كه با دست مبارك ايشان به آسمان پاشيده شدند و هرگز به زمين برنگشت!

 

 

مكافات فوری حرمت شكنان:

1-یكی از سیه رویان لشكر عمر سعد برای سبك كردن حرمت امام حسین ع از میان جمع فریاد زد:ای حسین تو را چه به پیامبر؟همان جا مجازات دنیوی خویش را دید به دینصورت كه وقتی برای رفع حاجتش از جمع جدا شده بود در حین قضا حاجت ماری او را گزید و او از درد میان كثافات خودش به خود می پیچید و با این وضع خفت بار به درك رفت.

2-یكی دیگر ازكسانیكه...

2-یكی دیگر از كسانیكه خواست حرمت حسین ع را بشكند شخصی بود كه با فریاد بلند و برای خودشیرینی نزد عمرسعد حسین ع را به عذاب اتش وعده داد او هم بلافاصله بدین صورت گرفتار شد كه اسبش او را به این سو و ان سو كشید تا به گودال اتش پرتاب شد و در همان لحظه كه توهین كرد سزای بی حرمتی اش را دید.

3-سومی اب زلالی نشان امام ع داد و فریاد كشید كه ای حسین از این اب نمی نوشی و تشنه میمیری.حسین ع گفت:خداوندا او را تشنه هلاك كن و او در همان لحظه مبتلا به دردی شد كه از شدت عطش می سوخت و انقدر اب خورد كه شكمش پاره شد و با عطش سوزناكی از دنیا رفت.

تحقق سخن امام ع:

امام ع فرمودند:

...چون دست به این جنایت زدند و دستورات خداوند را در هم شكستند خداوند نیز كسی را بر انها مسلط میكند كه انها را به قتل میرساند و ان چنان خوار و ذلیلشان میكند كه ذلیل تر از كهنه زنان شوند.

نقل شده است كه حجاج در طول 20 سال حاكمیت 120هزار نفر را به طور فجیعی كشت و در هنگام مرگ حجاج 50 هزار  نفر مرد و30 هزار زن در زندانهای او بودند كه زندان سقف نداشت و در بسیاری از زندانهایش زن و مرد با هم زندانی بودند و غذای انان مخلوطی از ارد جو و خاكستر و نمك بود.

امام حسین ع در چند مورد گریه كردند!!

1-به هنگامی كه قاسم ابن الحسن ع عازم میدان شده بود و به شهادت رسید.

2-به هنگام حضور بر سر بالین برادرش عباس

3-زمانی كه جوان برومندش علی اكبر روانه میدان شد

4-هنگام خداحافظی با خواهر مكرمه اش زینب و دلداری دادن به عقیله بنی هاشم

5-هنگام وداع با كودك خوردسالش

6-در شب عاشورا كه زینی كبری دید حسین ع شمشیرش را صیقل میدهد عرض كرد گویا راه ها را بر خود بسته میبینی ؟؟حضرت در حالی كه به زینب دستور صبر می داد گریه امانش نمی داد.

اظهار نظرات برخی از دانشمندان در مورد نهضت حسینی:

*

ادامه نوشته

از آب هم مضایقه کردند کوفیان        

از آب هم مضایقه کردند کوفیان       

خوش داشتندحرمت مهمان کربلا

ماه محرم ماه خون وعزززززا

اول محرم هر سال اولین روز سال قمری است. از امام محمدباقر(علیه السلام) روایت شده است: «آن کس که این روز را روزه بدارد، خداوند دعایش را اجابت می‌کند، همانگونه که دعای زکریا(علیه السلام) را اجابت کرد.»(8)

چرا محرم؟!

پیش از اسلام عرب، جنگ در این ماه را حرام می‌دانست و ترک مخاصمه می‌کرد؛ لذا از آن زمان این ماه بدین اسم نامگذاری شد.(1) و روز اول محرم را اول سال قمری قرار دادند.(2) در توضیح این که چرا ماه‌های دیگر که جنگ در آنها حرام است، محرم نامیده نمی‌شود می‌توان گفت: چون ترک جنگ از این ماه شروع می‌شد به آن محرم گفتند.

این ماه در مکتب تشیع یادآور نهضت حضرت سیدالشهدا و حماسه‌ جاودان کربلاست.

شعری زیبا از مرحوم یغما ی خشتمال

گوهر از سنگ است ما در گرانش کرده ایم

اوچنین بودست اول ماچنانش کرده ایم

لعل زیبای بدخشان پاره سنگی بیش نیست

مازغفلت زینت تاج شهانش کرده ایم

فاش تر گویم عروس چرخ جز یک ذره نیست

ما بلند آوازه خورشید جهانش کرده ایم

سقف زیبای فلک را در شب یلدای تار

مازنور دیدگان اختر نشانش کرده ایم

من نمی نالم زجور آسمان زیرا که ما 

این کلاه تنگ را خود آسمانش کرده ایم

هیچ  موجودی نبودی تا نشان از ما نبود

هرچه را باشد نشانی مانشانش کرده ایم

ای که گفتی هست یغما را زسر تا پا ریا

نیست سرتا پا ریا ما امتحانش کرده ایم