عکس به خاک افتادن سرو 1500 ساله را ببینید وبی احساس باشید

با عرض سلام خدمت شما کاربر عزیز .امیداست استفاده لازم ومفید رو از این وب کوچک برده باشید وخوشتون امده باشه.دوستان خواهشمند است نظرات مفید وسازنده خود را برای ما بنویسید با عرض تشکر(مدیریت وبسایت)

ضمنا آدرس جدید وبسایت درزیر


این مطلب آمده است:


http://adab500.fay.ir




              http://s3.picofile.com/file/7405064943/12.gif


تو         مثل     گلی

ما در این وبسایت بروز (UPDATE) هستیم هروز به ما سر بزنید خوشحال می شوید.دوستان به وبلاگ من خوش آمدید امید وارم که از وبلاگ من خوشتون امده باشه واستفاده ی لازم رو از این وبلاگ کرده باشین    اگه شما دوست داشته باشین ما میتونیم با هم تبادل لینک کنیم راستی نظر یادتون نره                      

تزئین هندوانه شب یلدا + آموزش تصویری (سری سوم)


تزئین هندوانه شب یلدا )1(

ادامه نوشته

یزدفردا:مديرکل اداره کل ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري استان يزد از به ثبت رسيدن مسجد جامع فيروز آباد شهرستان صدوق در فهرست آثار ملي کشور خبر داد.

وی با اعلام خبر فوق افزود: اين مسجد که به شماره 29980 به ثبت رسيده است در کوچه مسجدجامع فيروزآباد شهرستان صدوق واقع شده و مالکيت آن وقفي مي‌باشد.


وي اظهار داشت: با توجه به سبک معماري اين بنا متعلق به دوره متاخراسلامي (قاجار) مي‌باشد و بر طبق سنگ نبشته‌اي که در اين مسجد نصب مي‌باشد باني اين مسجد فاطمه صغري بوده است که خشت بناي اوليه اين مسجد را گذاشته و بعداً به همت مردم مؤمن و متدين اين منطقه ساخته شده است.


به گفته وي هم اکنون ورودي اين بنا از سمت غرب و داراي يک صحن مستطيلي شکل مي‌باشد در کنار گنبد اين شبستان بادگيري قرار داشته که دريچه‌هاي آن به داخل محراب باز مي شده وفضاي زير گنبد را خنک مي ساخته است که متأسفانه امروزه اين باد گير تخريب گشته است در دو طرف صحن مسجد(شرق وغرب)نيز رواق هايي قرار دارد.


"رضايي" ادامه داد: در ضلع شمالي صحن مسجد گرم خانه مسجد قرار داشته که تخريب شده و امروزه در جاي آن مسجدي نو بر پا کرده اند بنابراين ورودي اصلي بنا نيز از سمت شمال بوده است و باني اصلي مسجد شخصي به نام حاجي محمد حسين مقيم بوده است که گرم خانه مسجد که امروزه تخريب شده به همت اين شخص ساخته شده بود و در مجموع اين بنا با مصالح آجر، خشت و با ملاط گل و گچ ساخته شده است.


به گفته اين مسئول با توجه به اينکه اين بنا قديمي‌ترين مسجد و در واقع تنها مسجد جامع محل مي باشد و همچنين داراي سبک معماري بسيار ارزشمندي مي‌باشد و به همت اين اداره كل در سال 87 تعمير و مرمت گرديده است.


شهرستان صدوق در دشتي نيمه مرتفع در غرب استان يزد واقع است و آب و هواي آن در نواحي شرقي شهرستان گرم وخشک بياباني و در نواحي غربي، داراي آب و هواي معتدل کوهستاني مي‌باشد.


اين شهرستان از شمال به شهرستان ميبد، از شرق به شهرستان‌هاي اردکان و يزد و از ناحيه جنوب به شهرستان‌هاي تفت و ابرکوه و از سمت غرب به شهرستان‌هاي کوهپايه استان اصفهان محدود مي‌شود.


فیروزاباد در ویکی پدیا

فیروز آباد یکی از توابع شهرستان صدوق می باشد، که در طبق برآورد سال ۸۵ در حدود ۱۰۰۰ نفر جمعیت ساکن در آن و ۳۰۰۰ نفر جمعیت متغیر دارد.

محتویات

[نهفتن]

تاریخچهٔ تشکیل []

طبق گفتهٔ قدیمی های فیروز آباد تاریخچهٔ فیروز آباد به دوران ساسانیان و پادشاهی یزد گرد سوم برمی گردد. در آن زمان یزدگرد سوم در حال سفر به یکی از نقاط ایران بود که از فیروزآباد عبور میکرد و در فیروز آباد دختر یزدگرد به نام فیروزه دچار بیماری شد و در فیروز آباد توقف کردند و به دلیل گرمی هوا به تشنگی دچار شدند و برای دستیابی به آب به کندن چاه متوسل شدند و با اندک تلاشی به آب رسیدند. و پس از چند روز اقامت نسبت به آباد کردن آن همت گماشتند و به دلیل خوش آب و هوا بودن یزدگرد از این منطقه خوشش آمد و برای توسعه و آبادانی آن کوشید. داشتن طولانی ترین و پرقدمترین قنات استان یزد که سرو شکسته (با قدمت ۱۷۰۰سال)آن را در طول هزار پانصد سال آبیاری مینمود

مشاهیر []

علمای دین []

از فیروزآباد بزرگانی زیادی به پا خواسته اند که با عث افتخار هر ایرانی می باشد آیت الله العظمی سید محمد فیروز آبادی مرجع تقلید شعیان جهان در نجف آیت الله العظمی سید مرتضی ابن سید محمد فیروز آبادی صاحب فضائل خمسه، عنایه الاصول، سبعه من السلف، خلاصه الجواهر و ... آیت الله سید محمد فیروزآبادی ابن سید مرتضی صاحب کتاب منتهی الاصول فی الاجتهاد و التقلید، کفایه المفسرین فی تفسیر القران الکریم و ... آیت الله علی اکبر عالم الرجبی آیت ا.. سید مهدی فقیه زاده

فرهیختگان [

دکتر سید حسین فیروزآبادی دکترا روانپزشکی

  • دکتر سید علی فیروزآبادی دکترا مهندسی الکترونیک
  • دکتر سید احمد فیروزآبادی دکترا جامعه شناسی و عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
  • دکتر محمود دانشمند فیروزآبادی پژهشگر برجسته بل و رهبر تکنولوژی پیشرفته at&t
  • دکتر محمود فتوحی فیروزآبادی، رئیس دانشکدهٔ برق دانشگاه صنعتی شریف
  • دکتر سید احمد میرباقری فیروزآبادی، عضو هیئت علمی دانشگاه خواجه نصیر الدین طوسی و دانشگاه شیراز
  • دکتر علی محمد فتوحی فتوحی فیروزآبادی، عضو هیئت علمی دانشگاه تفرش
  • دکتر مرتضی فتوحی فیروزآبادی، دارندهٔ مقام اول المپیاد ریاضی (۲۰۰۰ ایالات متحده)
  • دکتر علی رضا فتوحی دکتری مکانیک و عضو هیئت علمی دانشگاه یزد
  • دکتر عالم ارجبی مدیر گروه مکانیک سیالات دانشگاه صنعتی اصفهان
  • دکتر عباس کلانتری روانشناس برجسته
  • دکتر مقیمی اولین متخصص قلب یزد
  • دکتر سید حسن فیروزآبادی رئیس بخش پزشکی هسته ای بیمارستان شریعتی

و بیش از ۴۰ پزشک و ۲۶ شهید و دها مهندس و چهره برجسته دیگر د علوم مختلف

 
 

جسدسالم‌یک زن‌پس از 367سال+عکس

جسدسالم‌یک زن‌پس از 367سال+عکس
دادنا: جسد مومیایی خاندان امپراتوری "مینگ"جسد متلاشی نشده و نسبتا سالم زنی از خاندان امپراتوری "مینگ" که در سالهای 1368 تا 1644 و برای 276 سال در چین حکمرانی می کرده اند در "تایژو" در شرق ایالت جیانگسو در چین کشف شد.

به گزارش مهر، این امپراتوری در حدود 367 سال پیش از بین رفته است.
 
 
 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 
 
 

یاد اون روزا بخیر(باری های محلی فیروز آباد)

یادم میاد اون زمونا تقزیبا ۳۰ یا۴۰ سال پیش بچه های محل به اتفاق هم از در ودیوار تکیه های حسینیه که هنوز قسمت شرقی اون پابرجاست بالا میرفتند واز روی تکیه به بالای درخت سرو میرفتند و شروع به چیدن دانه های آن که بچه ها ی اون دور و زمون بهش کاج میگفتند میشدند  و بچه هایی که دل وجرات کمتریداشتند از روی زمین با قلوه سنگ هایی که به دست داشتند بر شاخ وبرگ های این درخت تنومند میزدند تا شاید نصیبی به آنها برسدخلاصه هرکه کاج بیشتری گیرش می آمد خیلی نزد بچه ها زرنگ بود و کوچکترها التماس کنان ازاو کاج میخواستند که او هم برای این که دلشان نشکند هرکاجی که خشکیده تر بود و بهدرد نخور تر را به بچه ها میداد آخه کاج هایی خوب بود که رسیده و توپر باشد بعد بچه ها شروع به بازی میکردند. اون زمونا مثل الان این همه لوازم وفضای ورزشی وجود خارجی نداشت بچه ها در حسرت یک توپ پلاستیکی روزگار میگذراندن تا شاید یکی از اقوام از مرکز شهر یا از تهران به عنوان سوغات بیاورد بازی های اون زمونا خیلی زیبا وساده بود که اگر الان به شما بگویم خنده تان میگیرد وبا خود میگویید این هم بازی شد خوب حالا که شروع کردم میخواهم تا آخرکار بازی های قدیم بچه هارو واستون شرح دهم 

۱-اولین بازی بازی کاج بازی بود که تقریبا مانندهمون تیله بازی امروزی که اندک تفاوتی داشت واون این بود که گاهی میشد از مسافتی دور بلندشده وایستاده کاج رقباراهدف قرار داد و اون کاج را از آن خود میکردندو....

۲-بازی دیگر شش خانه بازی بو د که بچه هاروی زمین مستطیلی کشیده وآنرا به شش خانه تقسیم میکردند و از سمت راست تکه سفالی را که کباره میگفتند با پامیزدند و آن اینطور بود که یک پا را تا کرده و با یک پا کباره را  میزدند تا به خانه بعدی برود واگر از خط بیرون میرفت نوبت نفر بعدی میشد.......

۳-قلعه بازی که بازی فکری بسیار زیبایی بود و آینطور بود که مستطیلی میکشیدند وآنرا به چهار مستطیل تقسیم کرده  وقطرهای آنرا رسم کرده ویک خط به موازات خطوط طولی ویک خط بهموازات خطوط عرضی میکشیدند و در وسط عرض مستطیل که دو مستطیل کوچک آنرا قطع میکردنددو مثلت میکشیدند که راس بالی مثلث رابه وسط عرض وصل میکردند وارتفاع آنرا رسم کرده و در وسط مثلث یک خط به موازات قاعده مثلث رسم میکردند و این بازی که ۲نفره بود هریک ۱۸دانه مختلف برداشته و در هرفرصت که میتوانستند با پرش از روی دانه های فرد مقابل دانه های اورا برمیداشتند وبازنده سعی میکرد دانه های باقی مانده را به داخل قلعه بکشد تا بیشتر بازی طول بکشد.در صورت ممکن شکل آنرا بعدا میکشم..

۴-

درختان کهنسال استان يزد، گنج هاي منابع طبيعي



يزد- مسعود طوفان: در حال حاضر تعداد 50 پايه درخت ديرزيست در استان يزد مورد شناسايي قرار گرفته است.






اين آمار براساس آخرين مطالعه انجام شده از سوي گروه تحقيقات اکوفيزيولوژيکي مؤسسه آموزش و تحقيقات وابسته به وزارت جهاد کشاورزي ارائه شده است.
اکثر درختان دير زيست در استان يزد بين 800 تا 2 هزار سال عمر دارند که علاوه بر اينکه جزو مهمترين ذخاير ژنتيکي گياهي به شمار مي آيند، هر کدام نشاني از فرهنگ و هويت ملي و اسلامي را با خود دارند. اين درختان همچنين گنج سربسته مطالعات کشور ما در مديريت و احياي منابع طبيعي تجديد شونده استان يزد مي باشند.
از مشهورترين درختان دير زيست استان مي توان به سرو ابرکوه اشاره کرد که با قدمت 4500 سال از سوي شوراي عالي محيط زيست به عنوان ميراث ملي و طبيعي کشور به ثبت رسيده است.
از مهمترين درختان کهنسال استان همچنين مي توان به چنار کرخنگان شهرستان خاتم، چنار باجگان بافق سرو منگ آباد سرو چم در شهرستان تفت سرو و چنار چک چک در اردکان سرو خرو طبس درختان کهنسال بنه و زبان گنجشک در نقاط مختلف استان نام برد.
در گزارش مؤسسه تحقيقات جنگل و مرتع اعتقادات و باورهاي مردمي از دلايل حفظ درختان دير زيست عنوان شده است. بسياري از اين درختان براي مردم مقدس بوده و با داستان ها و افسانه هاي متعددي درآميخته است.
بنابه اظهار کارشناسان تعدادي از درختان دير زيست بواسطه بر هم خوردن اکوسيستم طبيعي و مديريت نادرست در معرض نابودي قرار گرفته است.
فروافتادن سرو فيروزآباد صدوق با 1700 سال سن در بهار 1384 نمونه اي از اين دست به شمار مي رود اين درخت باشکوه بر اثر طوفان و بواسطه عدم مراقبت صحيح از ناحيه تنه شکسته شد و از بين رفت.
مديريت نادرست و اجراي پروژه هاي عمراني نظير محوطه سازي، آسفالت و خانه سازي در مجاورت درختان کهنسال بقاي اين درختان را در استان تهديد مي کند، اين در حالي است که اين درختان قرنهاست موانع اکولوژيک و تنشهاي نامساعد زيست محيطي را پشت سر نهاده اند و اينک در معرض تهديد قرار دارند.
يک محقق سرشناس در امر درختان کهنسال با اشاره به اينکه تاکنون 700 درخت کهنسال از گونه هاي سرو، چنار، زبان گنجشک و زيتون در کشور ايران شناسايي شده است، گفت: در صورت انجام کارهاي تحقيقاتي بيشتر و توجه مسؤولان و مردم، تعداد درختان کهنسال ايران به بيش از هزار عدد نيز قابل پيش بيني است.
کروري تأکيد کرد: عوامل مصنوعي بيشترين تأثير را در نابودي درختان کهنسال استان يزد داشته است.
وي گفت: در استان يزد بيش از 50 نوع درخت کهنسال شناسايي شده و اين در حاليست که در کشوري مانند عمان تنها 20 درخت کهنسال وجود دارد و داشتن چنين ذخايري لزوم چاپ چنين کتابهايي و ثبت اين درختان در يونسکو را بيش از قبل نمايان مي کند.

  


قامت سرو شکسته فیروز آباد

تصاویری از محرم ماه خون وقیام

نخل فیروزاباد

 

سرو شکسته

سرو بشکسته فیروز آباد

درختان کهنسال یزد

درختان کهنسال استان یزد میراث جاودان پایداری در کویر محسوب می شوند . اکنون با شناسایی 14 پایه دیگر از درختان دیر زیست ، تعداد این درختان ارزشمند در استان یزد به 38 پایه رسیده است. این آمار بر اساس آخرین مطالعه گروه تحقیقات« اکوفیزیولوژی» در موسسه تحقیقات جنگل و مرتع سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری ، به دست آمده است. بیستر درختان دیرزیست استان یزد بین 800 تا 1500 سال عمر دارند و علاوه بر اینکه جزء ذخایر مهم وراثت گیاهی بشمار می روند- مورد توجه گردشگران داخلی و خارجی و علاقه مندان به طبیعت نیز قرار دارند. در سال 1384، سرو 4 هزار و 500 ساله شهرستان ابرکوه – یکی از درختان دیرزیست بسیار مشهور- در شورای عالی محیط زیست به عنوان میراث ملی و طبیعی کشور به ثبت رسید.*

از درختان مهم در این استان می توان به چنار" کرخنگان" شهرستان خاتم، چنار " باجگان" بافق، سرو " نگ آباد" مهریز؛ سرو" چم" شهرستان تفت، سرو وچنار" چک چک" اردکان اشاره کرد. در گزارش موسسه تحقیقات جنگل و مرتع، اعتقادات و باورهای مردمی از علل حفظ درختان دیر زیست بر شمرده شده است. بسیاری از این درختان برای مردم مقدس و با داستانها و افسانه های متعددی در آمیخته است. چنار چک چک اردکان 1400 سال دارد و برای زرتشتیان یزد بسیار مقدس است این درخت تاکنون دو مرتبه با ریزش کوه شکسته و دوباره روییده است. اهالی روستای همجوار با چنار " تنگ چنار" مهریز اعتقاد دارند که این درخت هر هزار سال یکبار خود بخود آتش می گیرد و خاموش می شود. برای دومین بار حدود 20 سال پیش ، درخت آتش گرفت.

درخت اُرس ( اورس = آب رس = او رَس) باجگان در شهرستان بافق نیز بسیار مورد احترام اهالی است. در میان مردم شایع است که نجاری برای ساختن دار قالی به بریدن تعدادی از شاخه های درخت اقدام کرد و درخت جرم و خون ترشح کرده است ؛ و نجار هم از بریدن آن صرف نظر کرد. سرو در بید نیز مورد توجه مردم است و اهالی منطقه برای برآوردن حاجات خود نخ های رنگین به آن آویزان می کنند.

از چوب چنار تلکین آباد میبد نیز برای ساختن تابوت بزرگی به نام « نخل» استفاده شده است که در عزاداری امام حسین (ع) از آن بهره برداری می شود و از درختان مقدس به شمار می رود. هم اکنون، بنا به اظهار کارشناسان ، تعدادی از درختان دیر زیست به علت بهم خوردن زیست – بوم طبیعی و مدیریت نادرست در معرض خطر نابودی قرار گرفته اند.

فرو افتادن سرو 1700 ساله فیروزآباد صدوق که در طوفان خرداد سال 1382، نمونه ای از این دست به شمار می رود.

عضو موسسه تحقیقات جنگل و مرتع معتقد است که مدیریت نادرست و اجرای طرح های عمرانی ( نظیر محوطه سازی، آسفالت، خانه سازی در مجاورت درختان دیر زیست) بقایای این درختان را در استان یزد تهدید می کند.

جالب انکه تمام سروهای کهنسال موجود در استان یزد از یک درخت تکثیر شده اند و این امر با تفکرات ایرانیان باستان مطابقت دارد. درختان دیرزیست – مانند تمام موجودات زنده- روند تکاملی پیچیده ای را تا شرایط موجود پیموده اند و حفظ و نگهداری آنها، از نظر ملی و طبیعی ، با حفظ ابنیه تاریخی کشور برابری می کند. برخی از درختان کهنسال مانند سرو " منگ آباد" مهریز، سرو " خرو" طبس، چنار " کرخنگان" خاتم، پلاک میراث فرهنگی دارند.درختان دیرزیست در واقع نمادی از مقاومت و پایداری مردم کویرنشین در برابر شرایط نامساعد اقلیمی و یکی از جاذبه های طبیعی در استان یزد به شمار می روند. که، در صورت حمایت و سرمایه گذاری لازم، جلوه بی بدیلی از رابطه تنگاتنگ انسان و طبیعت را به نمایش می گذارند. نقل از Cultural Heritage News Agency .

دیدگاه کاوه:

چرا حاجات خواستن مردم از درخت و نخ بستن به درخت سرو را بد می دانند و جزو خرافات می شمارند؟ باورهای کهن جزو فولکلور است و باید بعنوان یک پدیده میراث فرهنگی مورد توجه و بررسی قرار گیرد، نه اینکه با نفی و رد، آن را ندیده گرفت. از این گذشته واقع شدن سرو باغمزار در جوار حرم امامزاده سید حمزه بطور حتم باعث گردیده است که تولیت باغمزار با حسادت به این درخت و درختان بریده شده قبلی برخورد کند چون به نظر می رسد حاجت خواستن و باورهای برخی از مردم و زوار از درخت به زیان تولیت باغمزار تمام می شود زیرا مردم برای حاجت خواستن از درخت پولی نذر نمی کنند و محلی هم برای جمع شدن پولهای مردم در کنار سرو وجود ندارد.  در حالی که مزار امامزاده که با دارا بودن ضریح تبدیل به یک صندوق پول پرارتفاع شده است و باید برای هر در خواست حاجت ، پولی یا طلا جواهری نثار کرد!

خود این صندوق دار شدن آرامگاه امامزاده ها ( ضریح) در این مملکت جای پرسش بسیار دارد.

آیا این وضعیت توهین بزرگی به صاحبان بزرگوار این قبور نیست؟ آنها که در زمان زندگانی خود به مال و مقام دنیا پشت پا زده و از زر و زور بیزار بوده اند اکنون طبق چه فتوا یا نص صریحی باید گورشان محلی برای جذب پول و طلای مردم باشد؟ تولیت این اماکن بجای حذف درختان کهن و نادیده گرفتن فرهنگ و باورهای مردم که خود میراثی فرهنگی است بهتر است در خصوص ضریح امامزاده ها و امامان تجدیدنظر کنند و این رویه را دگرگون کرده و راه دیگری برای جذب نذر و نذورات مردم در نظر بگیرند تا  برای ارواح این درگذشتگان دست از دار خاکی کوتاه هم آرامشی در آنسر دنیای دیگر فراهم شود. هر چند این کار در ظاهر به زیان این تولیت ها تمام خواهد شد.

 

 

آثار باستانی فیروزآباد

اتاقک ها در صحرای گودال حاج حبیب الله

آب انبار جلال

اب انبارجلال از نمایی دیگه

اتاقک در صحرای گودال حاج حبیب الله

نمایی از هشتی بنایی که در حال نابودی است

نمایی از داخل هشتی

 

نمایی زیبا از داخل آب انبار حاج علیرضا شریف

 ادامه تصاویر در پستی دیگر

 

ادامه نوشته

شعر سرو شکسته فیروزاباد

این وبلاگ شخصی است وحقیر سعی دارم مطالب زیبا در هر زمینه را در این وب بیاورم امیدوارم مورد پسند دوستان وبینندگان قرار گیرد
ای سرو کهن ،من به خدا می سپارمت ----
دستم اگر به گردون رسدمن می ستایمت
سرسلسله ی جنبش بیداران بود از نسل دلیران وعلی داران بود
............................................
در گستره ی خاک عطشناک کویر چون صاعقه بود ومژده ی باران بود
شعری در مورد این سرو شکسته سروده ام که در ذیل
به آن میپردازیم:
ایرانیان باستان سرو را مظهرجاودانگی وخلود
ومظهر زندگی میدانستند ودرداستانهایی از ایران
باستان آمده است که اگر در محلی درخت سروی
میشکست مردم همان درخت خشکیده را درهمان
محل میکاشتند چون آنراسنبل جاودانگی میدانستند.
و امروز شنبه مورخ:13/6/89با پیگیری های افرادی قرار
است که این سرو خشکیده در محل خود استوار گردد.
تا ببینیم چه میشود.

سروكهن شكست و داغ نباتات تازه کرد

عاشق نشست وسرو شکستن نظاره کرد

با آنکه سالها میگذرد از زمان عمر

اما کسی نبود که راهی وچاره کرد

قامت خمید وسرو به پایین کشیده شد

امید کس،نداشت که عمری دوباره کرد

داد وفغان بعد شکستن چه سود داشت

با خنجری که حنجره ای پاره پاره کرد

با چشم خود نظاره ی خوابیدن قدی

خاموش وبی صدا به بی کسی خویش ناله کرد

ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی

تا بعد ازاین بتوان راهي و چاره کرد

برهمت دو ن همتان مرد باد درود

با دیدن شکستنش ، اورا نظاره کرد

بعداز گذشت یکهزار وپانصد سال

طوفان روزگارقامتش را تکه پاره کرد

برسرو قامتان شهیددیارمان درود

بر خاک پاکشان بتوان استخاره کرد

اکنون سر مزارشان روییده گلبنی

گویندبه صدزبان که باید فکری دوباره کرد

تا سرو خشک وشکسته ی محله را

در جای خود نشاند و باز اورا نظاره کرد

تاحرمتش تا سالیان سال بماندبه یادگار

این رسم دیرینه را باید باز زنده کرد

آزاده باش درزندگی چون سرو سرفراز

باخاطرات زنده اش عمری دوباره کرد

هرگز به سرو قامتی خود دلی مبند

طوفان روزگار شکستنش، بهانه کرد

محزون غمین مباش درایام روزگار

پروردگار اهل یمین را حزن نشانه کرد

علی شریفی

رستاق


رستاق معرّب روستا ، تنها دهستان بخش مرکزی شهرستان صدوق که در شمال غربی شهرستان یزد ، در طول جغرافیایی54درجه و30ثانیه و عرض 31درجه و 56دقیقه و30ثانیه و با ارتفاع 1218 متر از آبهای آزاد واقع شده است. از نظر تاریخی نه تنها یکی از کانون های چهارگانه شکل گیری مدنیت در این استان کویری است ، بلکه میراث دار قدیمی ترین ، باشکوه ترین و آبادترین شهرهای کهن ایران یعنی شهرکهنه یا اسفنجرد باستانی محسوب می شود.


 نام رستاق در قدیمی ترین کتب تاریخی یزد تا جدید ترین آن با حوزه های جغرافیایی متفاوت به چشم می خورد و شامل روستاهایی می شود که در دشت یزد - اردکان در امتداد جاده اصلی قرار گرفته اند.


درگذشته و در اسناد تاریخی گاهی از بدرآباد میبد تا محمودآباد یزد را تحت عنوان کلی رستاق می شناختند. تقسیمات کشوری: از نظر رسمی در سال 1312 بخش رستاق که به عنوان یکی از بخش های یازده گانه شهرستان یزد به تصویب رسیده بود ، شامل 23 روستای بزرگ و کوچک با جمعیتی بالغ بر 23452 نفر ، گستره ای از جهان آباد (شمال) تا زارچ (جنوب) را در بر می گرفت که از دو دهستان محلی به نام های رستاق بالا و پایین تشکیل شده بود.


رستاق بالا از شمال به جنوب به ترتیب مجومرد ، فیروزآباد ، اشکذر و زارچ را شامل می شد و رستاق پایین (سفلی) به همین منوال شامل روستاهای جهان آباد ، محمدآباد ، حجت آباد سفلی ، شمسی ، ابراهیم آباد ، عزآباد ، حاجی آباد ، جمال آباد ، شرف آباد ، صدرآباد ، جلال آباد (دزک)، مهدی آباد ، همت آباد ، اسلام آباد ، بندرآباد ، علی آباد ، حجت آباد علیا ، حسن آباد ، حسین آباد و چرخاب می شد.


در سال 1317 به بعد در سربرگ های اداری وزارت داخله (وزارت کشور) عنوان بخشداری اشکذر مشاهده می شود . در سال1342 اشکذر به عنوان حوزه شهری بخش شناخته شد و به تدریج بقیه های روستاهای رستاق بالا(علیا) به مجموعة شهری ملحق شدند.


هر چند در سال 1377 روستاهای جهان آباد ، محمدآباد و حجت آباد سفلی از رستاق منفک و به شهرستان میبد ملحق شدند اما بررسی مسائل تاریخی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی رستاق بدون توجه به این روستاها قدری مشکل به نظر می رسد.

اسنادی در رابطه باقنات خشکیده فیروز اباد

 

 

 
 
نام قنات استان موقعيت بخش روستا طول قنات عمق مادر چاه تعداد ميله چاه فاصله مظهر تا محل دبي

Lit/s

- قادرآباد يزد  مهريز  يزد- اردكان  مزرعه شور 
- هاشم آباد يزد  مهريز  يزد- اردكان  هاشم آباد(ايست بازرسي شهيدمدني  0.5 
- باغ دهك يزد  مهريز  يزد- اردكان  باغ دهك مهريز  10 
- ته سو يزد  مهريز  يزد- اردكان  خورميزعليا  12 
- مزرعه آخوند يزد  مهريز  يزد- اردكان  مزرعه آخوندمهريز  1.5 
- راحت آباد يزد  مهريز  ميانكوه  منشاد محله راحت آباد  0.5 
- خيرآباد يزد  مهريز  يزد- اردكان  سريزد  2.5 
- اميرآباد لازرده يزد  مهريز  يزد- اردكان  تنگ چنار  1.5 
- مزرعه كوهپايي يزد  مهريز  يزد- اردكان  حسين آباد كوهپايي 
- ريزو يزد  مهريز  ميانكوه  منشادگور  2.5 
- سعيدآباد پايين يزد  مهريز  ميانكوه  منشاد ميررحيم 
- خيرآبادجليلي يزد  مهريز  يزد- اردكان  خيرآبادجليلي  1.79999995231628 
- مزرعه عطار يزد  مهريز  يزد- اردكان  مزرعه شور 
- فيروزآباد يزد  صدوق  يزد - اردكان  مجومرد  13 
- بن سو يزد  مهريز  يزد- اردكان  خورميزعليا  35 
- حاج عبدالله - حسين آباد يزد  مهريز  يزد- اردكان  مزرعه شور  16 
- علي آباد يزد  مهريز  يزد- اردكان  علي آبادرسوليان  0.200000002980232 
- حاج محمدي حاج حسين يزد  مهريز  يزد- اردكان  مزرعه شور  11 
- مهرپادين يزد  مهريز  يزد- اردكان  مهرپادين  30 
- مزرعه محمدآباد يزد  مهريز  يزد- اردكان  مزرعه شور 


. قلعه زارچ

ديوار قلعه

انتهاي ديوار قلعه سر ديوار همه جا داراي کنگره و در قسمت برجها يک متر مانده به انتهاي ديوار، استاد بنا در چيدن خشتها هنرنمايي کرده و نقوش جالبي پديد آورده بود، ارتفاع ديوار دوم قريب 5/2 متر و در برابر برجها ديوار را قوسي کرده بودند تا هم بر پايداري ديوار بيافزايد و هم فاصله بين دو ديوار يکسان باشد. در سمت درب ورودي اين فاصله بيشتر شده و چند اصطبل که قدمت چنداني نداشت در طرفين دروازه ورودي ساخته شده بود، درب ورودي اولي که به شيرازه منتهي مي‏شد دو لنگه بزرگ و بست و بند آهني محکم داشت. مشهور بود که درب ورودي قلعه يک لنگه بزرگ  بوده ليکن مانند دربهاي يک لنگه متداول داراي پاشنه گرد و سفت نبوده است، با لولا (دو پا چفت درهم که هنوز هم نوع کوچکترش در درب زيرزمينهاي قديمي که از چوب ساخته شده به کار رفته است) به قطعه چوب قطوري که به صورت افقي هم سطح زمين در درگاه ورودي محکم کرده بودند اتصال داشته و دو پل يکي پوشيده با آجر و ديگري رو باز جاده حاشيه خندق را به قلعه متصل مي‏کرده است. بدينصورت که درمواقع عادي روزها درب موصوف بصورت سطح افقي بر روي پايه‏هاي پل روباز قرار مي‏گرفته و شبها و همچنين در مواقع ناامني بوسيله طناب و مقره در راه مي‏کشيده‏اند تا مانند ديواري در جلو درگاه ورودي قرار گيرد و ارتباط راه خارج را با قلعه قطع نمايد، گفته مي‏شد يکي از رجال که اصطبل‏هاي ابتداي قلعه را در اختيار داشته اسبش هنگام عبور از روي اين پل چوبي رم مي‏کرده است و از نظر امنيتي هم ديگر به وجود چنين دري احتياج نبوده و سلاحهاي جنگي تغيير يافته بود آن در را به دري دو لنگه مبدل ساخته و سقف پل را از آجر پوشانيده است. چون ديوار شيرازه در لب خندق بنا گرديده بود يا خندق را پشت  اين ديوار حفر کرده بودند در دو سه قسمت خاکهاي پشت ديوار به داخل خندق ريخته ديوار هم استقامت نکرده و به پايين غلتيده بود. پهناي خندق تقريباً 20 متر و عمق آن قريب 5/2 متر در سمت جاده و در سمت قلعه از خاکريز پشت ديوار عمقش به چهار متر بالغ بود. آب قنات فيروزآباد و مجو مرد از دو سمت جنوب و غرب جريان داشت. ژرفاي خندق از جوي آب مذکور کمي بيشتر و آب بر آن مسلط و آب قنات خود زارچ نيز برکل خندق مشرف بود. مي‏گفتند هنگام هجوم دشمن خندق را آب مي‏انداخته‏اند بدينصورت که شالي پر از کاه را در جلو مخرج آب از خندق که زير ديوار منتهي به غسالخانه پيش از اسبق بوده قرار مي داده‏اند تا جلو آب گرفته شود و آب قنات را نيز به خندق سرازير مي‏کردند تا به ضميمه آب قنات فيروزآباد کف خندق پرآب گردد و عبور مهاجمين دشوار شود. در حاشيه جوي آب مذکور درختهاي توت و به ندرت درخت بيد غرس و ا ين خود موجب ايجاد سبزي کمي در اطراف قلعه گرديده بود. در ته خندق و ديواره سمت قلعه گل رس وجود داشت که هرگاه احتياج به گل رس خالص پيدا مي‏شد از آن گلها استفاده مي‏کردند مخصوصاً تپو سازها که براي ساختن تاپو و تنور از آن گل بهره مي‏جستند. شکل ظاهري تپومانند خمره اما قدري بزرگتر بود و بزرگ و کوچک داشت و براي نگهداري گندم و جو مورد استفاده بود. براي سيم گل نيز از گل رس استفاده مي‏شد. کاه را با کاه بيز مي‏بيختند، کاه بيخته بسيار نرم را مي‏شستند و زردآبش را مي‏گرفتند، سپس اين کاه شسته را با گل رس مخلوط و کاهگل بوجود آمده را که از کاهگل‏هاي معمولي سفيدتر و ظريف‏تر بود خيلي نازک برروي کاهگل قبلي مي‏کشيدند، ظرافت و زيبايي آن چشمگير بود مخصوصاً وقتي که در کناره آن با گچ سفيد شمشه گرفته بودند. (دم گيري در اصطلاح بنّايي(1

درب ورود به قلعه اصلي يک لنگه بزرگ بود که کلون آن (تعجه = تهجه) در ديوار قرار داشت (از نوع مخصوصي که هنوز در بعضي مکانها مخصوصاً باغها مورد استفاده است و زبانه آن از ديوار در پشت در قرار مي‏گيرد و مانع مي‏شود که در باز گردد) بوسيله کليد چوبي دندانه‏دار توسط دندانه‏ها کلون پس کشيده مي‏شود و در باز مي‏گردد، محل کلون در ديوار نيز از چوب ساخته شده و داراي زبانه‏هاي متحرکي است که هنگام بسته شدن درب و جلو آمدن کلون زبانه‏ها در محل مخصوص روي کلون قرار مي‏گيرد و مانع مي‏شود که کلون بدون کليد باز شود و هنگام باز شدن دندانه‏هاي کليد در سوراخهاي کلون قرار مي‏گيرد و زبانه‏هاي قرار گرفته بر روي آن را بالا مي‏برد، با پس کشيدن کليه کلون نيز به عقب کشيده مي‏شود و در باز مي‏گردد. داخل قلعه جز ابتداي محل ورود که در زمان آل مظفر به آن اضافه گرديده کوچه‏ها نسبتاً تنگ و ساختمانها دو طبقه و در محل برجها سه طبقه بود، کوچه‏ها شعبه شعب و طوري بود  که شخص نا آشنا در آن انشعابات راه خود را گم مي‏کرد، بزرگي و کوچکي ساختمانها نيز يکسان نبود، سقف ساختمانها و کوچه‏ها کوتاه و سطح ديوار کوچه‏ها بدون اندود بود، عمارتهاي بزرگتر را کساني مي‏خريدند که به فضاي بيشتري احتياج داشتند، داخل بيشتر ساختمانها در يک سمت محلي براي نگهداري غلات ساخته بودند که به آن آخوره مي‏گفتند و بيشتر با گچ اندود کرده بودند، تپوهاي چندي نيز داخل کليه عمارتها براي نگهداري غلات موجود بود، بعضي از آنها بزرگ و بلند بود سوراخي در پايين داشت که بوسيله پارچه مچاله شده‏اي مسدود مي‏کردند، هنگام لزوم ظرفي جلو اين سوراخ پهن و پارچه را بيرون مي‏آوردند و پس از رفع احتياج مجدداً پارچه (کهنه) را در جاي اول محکم مي‏کردند. آب مصرفي اهالي قلعه هنگام دربندان از چاه چهل متري (چاه زه) تأمين مي‏شد و سطح محل در عمق چهل متري به آب قابل استفاده مي‏رسيد، آب انبار کوچکي تقريباً در وسط قلعه ساخته شده بود که از آب چاه مذکور پر مي‏شد، آب را بوسيله چرخ چاه و طناب (سازو) و دلو از چاه مي‏کشيدند، ساختمانهاي داخل قلعه ابتدا يک طبقه بوده و زماني که به ارتفاع ديوارها افزودند طبقه دوم و سوم را ساختند، در قسمت برجها ساختمانها سه طبقه و براي ورود به برجها از پله‏اي که در کنار آن تعبيه شده بود استفاده مي‏کردند. در افواه شايع بود که در قلعه اژدهاي بزرگي است که بر روي گنج خوابيده، کسي که بخواهد دسترسي به آن گنج پيدا کند بايد اول اژدها را بکشد و حتي راه کشتن اژدها را هم نشان مي‏دادند که بايد شکمبه (شکنبه) = سيرابي گوسفند را از آهک پر کنند و در محلي که حدس مي‏زنند اژدها در آن حدود باشد قرار دهند تا وي در اثر بلعيدن آن کشته شود، آنگاه بتوانند به گنج دست يابند و معتقد بودند که هر کجا گنجي است اژدهايي بر روي آن گنج خوابيده و محافظ  آنست. (گنج و مار و گل و خار و غم و شادي بهم‏اند) و نيز باور داشتند که در قلعه نقبي وجود داشته که از آن نقب مي‏توانسته‏اند به خارج قلعه رفت و آمد کنند و هنگام محاصره قلعه از اين راه پنهاني به بيرون رفت و آمد و ارتباط داشته‏اند. شايد براي حفظ قلعه از دستبرد اين شايعه پراکني را لازم دانسته بودند. موقع حفاري جهت لوله‏گذاري آب آشاميدني در کوچه دارالشفاء چاههايي ظاهر شد که در عمق پنج متري به نقبي تونل مانند منتهي مي‏گرديد، آن را نمي‏شد نقب محسوب داشت، شايد قنات مجومرد ابتدا از مجراي عميقتري در وسط زمينهيا کشاورزي  عبور مي‏کرده است. در اراضي کشتخوان پيچون آثار قناتي باقي است که در چندين جا آثار آن ديده شد. ممکن است مجاري اوليه قنات مذکور در اثر سيل يا حادثه ديگري غير قابل استفاده گرديده يا اينکه زمينهاي کشاورزي مجومرد مورد هجوم ريگ قرار گرفته و آب قنات برآن سوار نمي‏شده است، ناچار مسير فعلي که نسبت به مسير قبلي کم عمق‏تر است احداث و آسيايي که در مکاني بالاتر بوده متروک و در زارچ آسيايي ساخته شد که پس از ساختمان آسياي جديد که شرح آن بيايد به آسياي کهنه مشهور گشت.

هنگامي که قلعه را خراب کردند هيچ اثري از شايعاتي که ذکر شد مشاهده نگشت، نگهبان قلعه را قَلَعران (قلعه‏ران = قلعه بان) مي‏گفتند، وظيفه او بستن درب قلعه هنگام شب و باز کردن آن هنگام روز و نظارت برآمد و شد اشخاصي بود که اياب و ذهاب داشتند، چون قلعه انبار غله محسوب مي‏شد، بيشتر رفتن و آمدنها براي بردن يا برداشتن غله صورت مي‏گرفت. در اين بردن و آوردنها سهمي هم براي قلعه ران منظور مي‏کردند، معيشت او از همين کمکها تامين مي‏گرديد، پس از آنکه در اثر جريانات سياسي که به تاريخ کشور مربوط است، امنيت نسبي حاصل شد کم‏کم قلعه از رونق افتاد تا آنکه ديگر نه کسي اشياء قيتي خود را در قلعه پنهان کرد و نه کسي به نگهباني آن پرداخت و قلعه به تافيت افتاد، شنيده مي‏شد که اشخاصي شبها بدون سر و صدا در قلعه کاوش مي‏کرده و اگر ش ارزش‏داري بوده حتي درهاي چوبي آن را براي سوخت برده‏اند (والله اعلم) بيشتر کشاورزان ساکن در توده و سرچشمه و نيز بعضي از کشاورزان اله‏آباد عمارتي در قلعه خريداري يا به ميراث مالک بوده‏اند، عمارتها مانند ساير امکنه و مستغلات خريد و فروش مي‏شد، قباله‏هاي معاملات آن باقي است. (کپي قباله ضميمه گردد).

 بنقل از وبلاگ:از سايت www.zarchiha.com

۲ قنات بزرگ در شهرستان صدوق خشك شد
يزد ـ خبرنگار «ايران» ـ روابط عمومي سازمان جهادكشاورزي يزداعلام كرد: اغلب قنات هاي موجود در بخش مركزي شهرستان صدوق خشك شد. حفر چاه در مناطق بالا دست و برداشت بي رويه از سفره هاي آب زيرزميني دليل اين امر اعلام شد. اين گزارش مي افزايد: در همين راستا قنات «فيروز آباد ـ مجومرد » با ۵۴ كيلومتر اول و قنات صدرآباد از بزرگترين قنات استان يزد و ايران خشك شده است. كارشناس مسؤول تأمين آب سازمان جهادكشاورزي يزد گفت: در عين حال به دليل كوهپايه اي بودن بخش خضرآباد و عدم صدور مجوز حفر چاه، قنوات و چشمه هاي اين منطقه با قدمتي حدود سه هزار سال هنوز پايدار است. محمدرسول دهقان پورتفتي افزود: در حال حاضر ۱۵۰ رشته قنات و چشمه با آبدهي سالانه ۱۵ ميليون متر مكعب آب در اين شهرستان وجود دارد. وي اضافه كرد: در سال گذشته ۴۰۰ ميليون ريال براي مرمت، لايروبي و طوقه چيني چاهها بر روي ۳۲ رشته قنات در اين شهرستان هزينه شده است.
بنقل از:http://www.iran-newspaper.com/1381/810522/html/mland.htm#s141597

یزد ـ خبرنگار «ايران» ـ روابط عمومي سازمان جهادكشاورزي يزداعلام كرد: اغلب قنات هاي موجود در بخش مركزي شهرستان صدوق خشك شد. حفر چاه در مناطق بالا دست و برداشت بي رويه از سفره هاي آب زيرزميني دليل اين امر اعلام شد. اين گزارش مي افزايد: در همين راستا قنات «فيروز آباد ـ مجومرد » با ۵۴ كيلومتر اول و قنات صدرآباد از بزرگترين قنات استان يزد و ايران خشك شده است. كارشناس مسؤول تأمين آب سازمان جهادكشاورزي يزد گفت: در عين حال به دليل كوهپايه اي بودن بخش خضرآباد و عدم صدور مجوز حفر چاه، قنوات و چشمه هاي اين منطقه با قدمتي حدود سه هزار سال هنوز پايدار است. محمدرسول دهقان پورتفتي افزود: در حال حاضر ۱۵۰ رشته قنات و چشمه با آبدهي سالانه ۱۵ ميليون متر مكعب آب در اين شهرستان وجود دارد. وي اضافه كرد: در سال گذشته ۴۰۰ ميليون ريال براي مرمت، لايروبي و طوقه چيني چاهها بر روي ۳۲ رشته قنات در اين شهرستان هزينه شده است.

 

 

آثار تاریخی/
    قنات اشكذر، طولانی ترین قنات یزد

    

پيشينه قنات هاي ايران كه از جمله عجايب جهان شناخته شده اند به سه هزار سال پيش بر مي گردد. آثار بجا مانده از قنات هاي كهن در داخل قلعه هاي باستاني گواه اين گفته است. قنات ها يكي از پديده هاي جالب توجه در يزد هستند كه بايد سرمايه گذاري شود. قنات يكي از ثروت هاي باستاني و ملي كشور و از جالب ترين اختراعات اجداد و نياكان ما جهت بيرون آوردن آب هاي زيرزميني بوده و طي ساليان متمادي مورد بهره برداري قرار گرفته و آب مورد نياز جهت شرب و كشاورزي مردمان ديار كوير از اين راه تأمين شده است. پيدايش قنات به شكل گيري فعاليت كشاورزي در اين منطقه برمي گردد. تعداد قنوات يزد به 3131 رشته مي رسد كه از اين تعداد 2615 رشته قنات داير و 516 رشته قنات باير است. قديمي ترين قنات يزد، قنات يعقوبي كه مبدأ آن كشتخوان خويدك بوده و از عمر آن بيش از 900 سال مي گذرد. قنات محمد آباد چاهوك توسط محمد علي بيك حاكم يزد حدود چهار صد سال پيش و قنات محمودي توسط شخصي به نام لقمان حدود 300 سال پيش داير گرديده است. قنات هاي ابرندآباد، نصرآباد اشكذر و ميبد قنات هاي بسيار قديمي هستند كه گفته شده پيشينه تاريخي قنات فهرج به زمان صدر اسلام بر مي گردد. قنات موجود در مسجد جامع كبير يزد كه تا مهريز امتداد داشته طي دوران هاي گوناگون گاهي نقش يك پناهگاه را ايفا مي نموده كه متأسفانه به علت پايين رفتن سطح آب هاي زيرزميني هر سه قنات نام برده خشكيده اند. قنات فيروزآباد-مجومرد نيز در اين شهرستان يكي از كهن ترين و تاريخي ترين قنوات ايران واستان يزد است. ايرانمنش در كتاب «يزد يادگار تاريخ» نوشته حسين مسرت يكي از طويلترين قنات هاي يزد را قنات اشكذر با 72 كيلومتر طول معرفي مي كند. بناي شهراشكذر با ساخته شدن قنات كبير بدست اشك بن زال آغاز مي شود كه مردم آن در آمال خوشي و آباداني به كشاورزي مي پردازند. تاريخچه حفر اين قنات با حمله اسكندر مقدوني به ايران و حكومت او در يزد ارتباط دارد. جالب است بدانيد كه اين قنات حدود 120 قفيز آب داشته و اراضي بسياري را زير كشت مي برده است. از ديگر قنات هاي اشكذر، قنات دهشيخي و قنات حكيم آباد شهرستان داراي 150 رشته قنات بوده و مبتكر قنات نيز ايرانيها هستند.

نقل از:http://www.pana.ir/showNews.aspx?CID=0000276840.html

 این قنات طبق اسناد معتبرو گفته های مردم برای مردم فیروز اباد بوده و چون جمعیت فیروز اباد کم بوده و از پس لایروبی و پیش رفتن پیشکار قنات  به مسیر های پر آب تر بر نیامدندو همچنین قنات مجومرد (رضوانشهر)خشکیده بودمردم هر دو محله تصمیم گرفتند با  معاهده ای امضاء کنند که هرچه آب قنات اضافه شد قسمتی از آن را به شرب زمینهای مجومرد برسانند و در این رابطه پیران هر دو محل بیشتر میدانند تا ما جوانترها .

 اگردر نوشته های من شکی باقی مانده از ریش سفیدها بپرسید.

این مطلبو گذاشتم برای تمامی دوستانی که با دیدن نام زیبای فیروزآباد تنشون مورمورک مشه

جعفر بن محمد بن حسن جعفري
جعفر بن محمد بن حسن معروف به جعفري از سادات حسيني نسب يزد است. او بجز کتاب تاريخ يزد کتابي هم در تاريخ عمومي به نام تاريخ کبير يا تاريخ جعفري نوشته است که خوشبختانه نسخه اي از آن موجود است و بخشي از آن براي قسمتي از تاريخ ايران ماخذ و مرجع دست اول تواند بود.
تذکره نويسان و وقايع نگاران از او ذکري نکرده اند و متاسفانه اطلاعاتي بسيط در باب تاريخ حيات او به دست نداريم. آنچه از تاريخ کبير او بر مي آيد اين است که در دستگاه ديواني حکام يزد، منصبي داشته و مداح حکام و اعيان و صاحبان مناصب آن شهر بوده است.
بايد توجه داشت که در تاريخ يزد يا آتشکده يزدان نوشته عبدالحسين آيتي از اين جعفري به نام جفري ياد و دلايل بي وجهي بر صحت جفري بودن تخلص او آورده شده است. اين سهو ظاهراً منقول از نسخه اي از تاريخ يزد است که در دست مرحوم عبد الحسين آيتي بود است؛ کما اينکه در نسخه مرحوم سعيد نفيسي نيز اين نادرستي ديده مي شود.
يزدنامه؛ ايرج افشار
مطلب زیر از سایت غول آباد گرفتم و بدون کم وکاست در این پست آوردم  قابل توجه دوستانی که در مورد پسوند فیروز آباد دچار شک ودودلی بودند و نظرات .....دادند.

شجره ساسانيان
مولفان تاريخ هاي اسلامي در نقل شجره پادشاهان پيش از اسلام، دقت و تتبع کافي را، به مناسبت آنکه مآخذ صحيحي در دست نبوده است، نمي توانستند رعايت کنند. در قسم دوم اين کتاب، نام بعضي از پادشاهان ساساني، از قلم مولف افتاده و نام بعضي ديگر، پس و پيش شده است؛ لذا، مناسب آمد که ترتيب تاريخي سلطنت پادشاهان سلسله مذکور، جهت تسهيل کار مراجعه کنندگان، در اينجا، نقل شود:
اردشير، شاپور اول، هرمز اول، بهرام اول، بهرام دوم، بهرام سوم، نرسي، هرمز دوم، آذر نرسه، شاپور دوم (ذوالاکتاف)، اردشير دوم، شاپور سوم، بهرام چهارم، يزدگرد اول، بهرام پنجم (بهرام گور)، يزدگرد دوم، هرمز سوم، فيروز اول، بلاش، قباد اول، خسرو اول (انوشيروان)، هرمز چهارم، خسرو دوم (خسرو پرويز)، قباد دوم (شيرويه)، اردشير سوم، شهروراز، خسرو سوم، پوران، فيروز دوم، آزرميدخت، هرمز پنجم، خسرو چهارم و يزدگرد.
اين فهرست، از «ايران در زمان ساسانيان» تاليف «کريستين سن» استخراج شده است.
چنانچه ملاحظه مي شود، سي و سه تن در دوران سلطنت ساسانيان به روا يا ناروا، نام و نشان پادشاهي يافتند و جعفري فقط نام هيجده تن را مي آورد.

نشان سيمرغ
پرنده اسطوره اي و افسانه اي سيمرغ؛ سيمرغ پرنده اي است با دم طاووس و بدن عقاب و سر و پنجه هاي شير که لانه اش در کوه قاف است؛ نشان سيمرغ احتمالاً نماد شاهان ساساني بوده است.
عکس راست: نشان سيمرغ بر بشقابي نقره اي مربوط به زمان ساساني.
عکس چپ: نشان سيمرغ بر پارچه ابريشمي منجوق دوزي شده متعلق به دوران ساساني.

بعد از وفات «اسکندر»، مملکت به ملوک الطوايف رسيد؛ و «اردوان»، آخر ملوک اشغانيان (1) ۞ بود. چون «اردشير بابک» خروج کرد، «فارس» را در تصرف خود در آورد و لشکر به «اصفهان» و «قهستان» برد؛ و اردوان، لشکر را در مقابل او آورد و در دست اردشير کشته شد. اردشير، معموره عالم را در تصرف گرفت و تمام ملوک ايران و توران را دفع کرد و اسم سلطنت بر خود نهاد و در حيات، مملکت را به «شاپور» -پسر خود- داد.

و بعد از آن، شاپور، مملکت را به پسر خود -«هرمز»- داد. بعد از هرمز، سلطنت به «بهرام» -پسرش- رسيد، و {بعد} از بهرام، سلطنت به «اردشير بن بهرام» رسيد، و بعد از او، مملکت به «شاپور ذوالاکتاف» رسيد؛ و بعد از شاپور، به «شاپور بن شاپور» رسيد؛ و بعد از او، سلطنت به پسرش -«بهرام گور»- رسيد؛ و بعد از بهرام، مملکت به «يزدجرد بن بهرام» رسيد؛ {ا} و پادشاه ذي شوکت بود و عرب و عجم در فرمان او بود و طوف (2) ۞ ممالک خود مي کرد.

چون به «کثه» رسيد، آب و هواي کثه، وي را موافق آمد؛ گفت: "نذر کردم که اين مقام را، شهري سازم به نام يزدان." بنايان ممالک را جمع کردند و منجمان، به طالع سنبله (ماه شهريور باستاني)، «يزد» را بساختند (3) ۞. قصور و ديوار و بازار و حمام و آتش خانه (4) ۞ عالي بنا کردند (5) ۞ و خانه سلطان؛ و سه نهر آب روان کرد؛ يکي مشهور به «يزد آباد» و يکي «ده آباد» و يکي «مادين»؛ و در قبلي (6) ۞ شهر در يک فرسنگي، در کوه «دو دلويه»، دخمه {اي} در سنگ خارا ببريد و اين زمان، چون در اندرون دخمه مي روي، آواز آب مي آيد که در آن جاري است.

يزدگرد اول در يزد
نام يزد در زمان هخامنشيان و پيش از آن ايساتيس يا استيخا و در زمان اشکانيان کثه بود؛ يزد گرد اول ساساني که بيمار بود بدانجا رسيد و آب و هوايش به او ساخت و حالش خوب شد، از آن خطه خوشش آمد و نذر کرد آن شهر را توسعه دهد در اول شهريور دستور توسعه و ايجاد يزد نوين را داد؛ از اينرو اول شهريور هر سال روز جهاني يزد مي باشد؛ يزد از آن روز تا انقراض ساسانيان هموراه مورد خدمت پادشاهان ساساني بود و همچنين خطه يزد نيز به طوري اسطوره اي در رزم و بزم خدماتي به پادشاهان و خاندان شاهي ساساني کرد.

عکس: همايون امير يگانه؛ کتاب: يزد نگين کوير
نقاشي: محمد زمان زماني، پرويز کلانتري يا غلامعلي مکتبي؛ کتاب: تاريخ پنجم دبستان پهلوي
اين يک تصوير ساختگي است.

و يزدجرد، سه سرهنگ خود را، «بيده» و «ميبد» و «عقدا»، امر کرد که سه مقام بسازند. بيده، «بيده» بساخت؛ و ميبد، «ميبد» بساخت؛ و عقدا «ده گبران» بساخت؛ و اين هر سه ده، در کنار دريا بود و اين دريا به «درياي ساوه» مشهور بود و تا دامن «همدان»، اين دريا کشيده بود و «تجن کوه»، در ميان اين دريا بود و «پارگين» (7) ۞ ميبد، بندر بود و به «بارجين» مشهور بود. در آن شب که پيغمبر ما -صلي الله عليه و آله- از مادر متولد شد، آن دريا به زمين فرو رفت و خشک شد و طاق کسري بلرزيد و دوازده کنگره از او بيافتاد و تمام آتش مجوسان (8) ۞ در آتشخانه ها بازمرد. گويند نام يزدگرد «شاپور اصغر» بود؛ چون يزد بساخت مشهور به «يزدگرد» شد.

ميبد، عقدا، بيده و درياي ساوه
نقشه شهر هاي ميبد و عقدا و روستاي بيده و مکان احتمالي دريا، بحير يا درياچه ساوه در کوير مرکزي ايران؛ اين درياچه خود به جاي مانده از دريايي عظيم تر در ميليون ها سال قبل است و جاي مانده از آن، همان درياچه هاي کوچک نمک مثل درياچه نمک قم است.

اين يک تصوير ساختگي است.

و چون يزدگرد وفات کرد، مملکت به پسر او -«فيروز»- رسيد؛ {فيروز،} «فيروز آباد رستاق» بساخت و نهري جاري گردانيد از اندرون شهر يزد مشهور به «فيروز آباد» و منبع او در شهر يزد است. فيروز (9) ۞، دهي بساخت با قصري رفيع و آسيايي و ديوار و کشخوانان (10) ۞ مشهور به «بلاش گرد».

و چون مملکت {را} «بلاش» بگرفت، برادرش -«قباد بن فيروز»- نزد ترکان رفت و از خاقان، مزد طلبيد و لشکر ترکان به «مداين» آورد جهت محاربه.

بلاش چون به در مداين رسيد، به طاعون بمرد {و} قباد، مملکت بگرفت. {قباد،} نذر کرده بود که اگر مملکت بيابد، آتشخانه اي عظيم بسازد. چون مملکت بيافت، بفرمود که از هفت آتشخانه آتش بياورند -آتش فارس و بلخ و غزنين و طيسفون و آذربايجان و سند و نسا-؛ و قصبه اي عالي در حوالي ميبد بساخت و درختان خرماي بسيار بنشانيد و نهري روان کرد و آن قصبه را «هفتادر» نام نهاد و مجوس را آن مقام، به مثابه کعبه مسلمانان بود؛ و قباد بفرمود که «فهرج» و «هرات» را بساختند.

و چون قباد درگذشت و مملکت بعد از قباد به «انوشيروان» رسيد، {انوشيروان،} يزد را به اقطاع (11) ۞ به دختر خود -«مهرنگار»- داد. مهرنگار از بغداد، مقنيان بياورد و «نهر بغداد» را بيرون آورد و «مهرجرد» بساخت و قلعه و آتشخانه و باغستان و بساتين در ولايت ميبد {و} مهرجرد بساخت.

و چون انوشيروان در گذشت، «هرمز»، «خورميز» بساخت؛ و چون مملکت به «خسرو پرويز» رسيد، خسرو پرويز، ايلچي (12) ۞ به طلب پيغمبر ما -صلي الله عليه و آله- فرستاد و نامه پيغمبر پاره کرد. پيغمبر فرمود: "مزق الله بطنه کما مزق کتابي." (13) ۞ «شيرويه» پدر خود -خسرو پرويز- را هلاک کرد و دولت ساسانيان به آخر رسيد.

چون سلطنت به «يزدجرد شهريار» رسيد، تمام لشکر اسلام به حرب يزدجرد آمدند و «سعد وقاص» به مداين آمد و يزدجرد بگريخت به «جلولا» رفت و لشکر اسلام از پي او به جلولا رفتند و يزدجرد به راه يزد به «خراسان» رفت و «مالک ذئب» و «مالک بن عمرو» از عقب يزدجرد به خراسان رفتند و در «چهار ده طبس»، مالک ذئب و مالک بن عمرو وفات کردند و مدفن ايشان در طبس مشهور است؛ و لشکر اسلام چون بازگشتند از خراسان، در بيابان، اشتران، راه، غلط کردند و بسياري از ايشان در آن بيابان از تشنگي هلاک شدند؛ و به زحمت بسيار به قصبه «فهرج» رسيدند و فهرجيان بر ايشان شبيخون زدند و صاحب رايت امير المومنين و امام المتقين «علي بن ابي طالب»، «ابي عبد الله بن احمد بن ابو اليسر بن عبد الله بن تميمي» را و «حويطب بن هاني» و «عمر بن عاص» را شهيد کردند و قبور ايشان در فهرج مشهور است؛ و باقي که مانده بودند، به طرف مدينه باز رفتند.

شهداي فهرج و گنبد جوخواه
عکس چپ: گنبد جوخواه در جوخواه از توابع بخش مرکزي شهرستان طبس که قبر مالک بن ذئب و مالک بن عمرو است که هر دو از سرداران احنف بن قيس و مربوط به سپاه اول تازيان مي باشند.
عکس راست: شهداي فهرج در فهرج از توابع بخش مرکزي استان يزد؛ قبور در دو اطاق متصل به هم قرار دارد و مورد نذورات و زيارت مردم است و در حياطش سروي قديمي است؛ قبر ها متعلق به فرماندهان و سپاهيان لشکر اول اعراب مانند ابي عبد الله بن احمد بن ابو اليسر بن عبد الله بن تميمي و حويطب بن هاني و عمر بن عاص مي باشد.


عکس راست: ايرج افشار؛ عکس چپ: بقراط نادري

و چون يزدجرد به خراسان رفت، خزينه خود برگرفت که نزد خاقان ترک رود. لشکر او، وي را تاراج کردند و او از ميانه بگريخت و به آسيايي رفت. آسيابان، طمع در جامه هاي او کرد و يزدجرد را هلاک کرد؛ "فقطع دابر القوم الذين ظلموا" (14) ۞؛ و الحمد لله رب العالمين.

بيرق سرخ سپاه يزيد در عاشورا در کربلا
علا طوفي حاکم يزد در زمان بني اميه اين علم سرخ را که سپاه يزيد در عاشورا در کربلا داشتند به يزد آورده بود؛ بعد ها احمد زمجي از فرماندهان ابو مسلم به يزد تاخت و علا طوفي و علمش را با هم سوزانيد و قصرش را برکند.

صحنه اي از فيلم روز واقعه؛ کارگردان: شهرام اسدي
اين يک تصوير ساختگي است.

و چون زمان «عثمان» شد، لشکري با «سعيد» -پسر خود- و «قثم بن عباس» به طرف «نشابور» (15) ۞ فرستاد و جزيه (16) ۞ مقرر کردند و بازگرديدند و به يزد آمدند. اهل آن ديار به اسلام آمدند؛ و لشکر به جانب فهرج بردند و قتل زياد کردند و قوم «تازيان» و «بني تميم» در يزد مقيم شدند و تمام مجوسان ولايت يزد، جزيه قبول کردند و لشکر اسلام با سعيد و قثم بن عباس تا «سمرقند» برفتند و جزيه بر همه مردم ماوراء النهر نهادند و قثم بن عباس در سمرقند شهيد شد؛ و قبر او در سمرقند مشهور است.

و چون خلافت به امير المومنين و امام المتقين، علي بن ابي طالب -عليه السلام- رسيد، «سلم بن زياد» را به فارس فرستاد؛ مال يزد را به وي مي فرستادند.

و چون زمان بني اميه شد، «مروان حمار»، يزد را به مولاي خود -«علاء طوفي»- داد. علاء به يزد آمد و در شهر يزد قصري بساخت و باغي مشهور به «باغ علاء»؛ {ا} و علمي که «عبيد الله بن زياد» -عليه العنه- در «کربلا» به جنگ امام شهيد و سبط رسول الله -«ابي عبد الله الحسين»- -عليه السلام- برده بود، همراه داشت و اهل يزد را بدان اغوا مي کرد؛ و اين زمان آن را «محله باغ علاء» مي خوانند.

 
به نقل از سایت غول آباد دانش نامه یزد

تاریخچه پیدایش فیروزآباد به نقل از کتاب جامع مفیدی جلد سوم صفحه 817

 

تاریخچه پیدایش فیروزآباد به نقل از کتاب جامع مفیدی جلد سوم صفحه 817

 

برضمایر طالبان  قلم واخبار پوشیده نماندکه چون بهرام گور مرد. یزدگرد در زمان سلطنت عجم بر تخت نشست .وبه عدل وداد کوشید .مردم مرفه الحال شدند اورا دو پسر بود یکی فیروز شاه ودیگری شاه بلاش.

یزدگرد یزد را به ایشان داد .هردو به یزد آمدند و مآل الوجوهات را قسمت کردند.

در طرف جنوبی شهرجهت حفظ اموال حصنی (قلعه )عالی ساختند که آن حصن هنوز باقی است وبه دژدو برادران معروف است.بلاش باغستانی ساخت نزدیک شهر ؛قصری عالی وآتشکده بنا کرد وآنرا بلاشگرد نام نهاد.واکنون به ابوالعسگر معروف است.در زمان پیروز شدن بهرام گور بر خاقان چین در خراسآن یزدگرد پسر بهرام در یزد به  امارت مشغول بود پسری از او متولد شد شاهزاده به غایت خرم وشادمان گردید به شکرانه آن و به خاطر این پیروزی (فیروز شاه)نام فرزند کرد{گذاشت}

فیروزشاه (484تا459)میلادی در ولایت یزد دو دیه (ده) احداث نمود .یکی فیروزآباد رستاق ودیگری فیروزآباد میبد.

ثار باستاني واب انبار هاي قديمي فيروزاباد

 

 

به یاد سرو شکسته فیروزآباد

حسن تو همیشه در فزون باد          رویت همه ساله لاله گون باد         

وندر سرمن خیال عشقت              هر روز که هست در فزون باد      

قد همه دلبران عالم                      در خدمت قامتت نگون باد     

هرسرو که درچمن برآید                   پیش الف قدت چو نون باد

سروشکسته

 

مطالب جالب وقابل تامل

معرفی یزد ( رضوانشهر ( مجومرد ))
توسط : 3xb436

رضوانشهر
رضوانشهر نام یکی از شهرهای استان یزد است. نام آن قبلاً مَجومِرد بوده و ریشه در زبان فارسی قدیم دارد به معنای مرد جویای محبت. این شهر دارای تاریخی دو هزار ساله می‌باشد. وسعت این شهر ۱۵۰ کیلومتر مربع است و نزدیک به ده هزار نفر جمعیت دارد ودر ۲۵ کیلو متری از شهر یزد واقع شده است.
آثار تاریخی

-مسجد ریگ: مسجدی است با ۷۰۰ سال قدمت که تا ۱۵ سال پیش در زیر شنهای روان مدفون بود و کسی از وجود ان خبر نداشت در سال ۱۳۷۰ بطور اتفاقی کشف شد(باخواب دیدن یکی ازاهالی که دراین مکان مسجدی هست) این مسجد تاریخی دارای ۲۱ قبر کاشی کاری شده میباشد که مهمترین ان قبر سید کمال‌الدین وسید جمال‌الدین میباشد واین دو در سال ۸۴۸ هجری قمری فوت نموده اند

2-آتشکده زرتشتیان جعفر آباد مجومرد دارای ساختمانی خشتی مال قبل از اسلام می باشد و آتش آن حدود دو هزار سال روشن بوده‌است و زرتشتیان در آن به عبادت می‌پردازند.

3- حسنیه بزرگ رضوانشهر در دو طبقه ساخته شده وحدود ۸۰۰ متر مربع وسعت دارد و مربوط به دوران زندیه میباشد این حسنیه در لیست آثار تاریخی ایران به ثبت رسیده است.

4-آب انبار هفت بادگیری عصرآباد از آثار منحصر به فرد دوران قاجار است.

5-مسجد ملا احمد مجومرد از بنا‌های دوران زندیه

6-مدرسه جمشیدی جعفرآباد رضوانشهر که فعلا متروک می‌باشد واز بناهای دوره پهلوی اول می‌باشد.

7- باغ وزیر حجت‌آباد رضوانشهر با زیر بنای ۱۰٬۰۰۰ متر مربع و از بناهای دوران قاجار.

خسروآباد مجومرد
 

روستای خسروآباد  مزرعه اي بزرگ وآبادي خسرو آباد دارای قناتی پراب بوده که مزارع آن در ناحیه ای بین مجومرد وچرخاب بوده یعنی در ۸۰۰ متر بالاتر از اداره منابع طبیعی کنونی شهرستان صدوق

مادر چاه این قنات در قاسم آباد یزد قرار داشته .در کتب تاریخی یزد چندین جا به آن اشاره شده .این روستا که احتمالا در زمان ساسانیان وجود داشته واز نخستین سکونتهای بشر در شهرستان صدوق استان یزد میباشد .

در زمان شاه عباس صفوی مدرسه ای به نام مدرسه سلطانی اصفهان در پایتخت آنزمان ایران یعنی اصفهان توسط این پادشاه ساخته شد ووقفیاتی برای آن قرار داده شد .

یکی از محلهای مصرف این وقفیات در روستای خسروآباد مجومرد بوده که در وقف نامه بدان اشاره شده .

"در قریه مجومرد یزد (خسرو آباد مجومرد)جزومصارف وقف پاپوش برای زوار اش ونان فقراوتعمیر پل وایجاد راه ومخارج مکتب اطفال فقیرودستمزد معلم آنان"معین شده است.

مرجع :کتابسپنتا عبدالحسین.تاریخچه اوقاف اصفهان- انتشارات اوقاف اصفهان سال ۱۳۴۶ ص۳۷۱.

قنات خسرو آباد بر اثر سیلی سهمگین از بین رفته واین صحرا کم کم به زیر ریگ رفته در شمال خسرو آباد یعنی بین مجومرد وخسرو آباد صحرای عمر آباد وجود داشته که این صحرا با آب قنات فیروز آباد؛ مجومرد شرب میشده ودر قباله های قدیمی که در دست مردم است از این نام زیاد به چشم میخورد .امروزه جاده اشکذر به رستاق از میان زمین های خسروآباد عبور نموده است

اگر اداره میراث فرهنگی شهرستان صدوق تحقیقاتی در مورد این روستای قدیمی انجام دهد خیلی خوب است.

چون شاه عباس در حدود ۴۵۰ سال قبل این وقفیات را انجام داده نشان از آبادی وبزرگی آنزمان مجومرد نسبت به آبادی های اطرافش مانند زارچ واشکذر دارد چیزی که امروزه مسئولین  آنرا باور ندارند.

برای مطالعه بیشتر به این آدرس مراجعه شود:http://www.yazdfarda.com/news/10785.html

 

ادامه نوشته

قابل توجه روستاییان عزیز

به نقل از سایت فن بازار(پارک علم وفن آوری یزد)

 از روستا بودن تا شهر شدن راهی پرفراز ونشیب داردواین امر سعه صدر وفروتنی وصبر ایوب میخواهد بعد از رسیدن به این مهم تازه اول کار است که آن جلب توجه تمام مردم است اگر میبینیم که در شهرهای نوپا هرج ومرج است و هرکی به هرکی است علت نداشتن اتحاد است واین امر محقق نمیشود الاّ بازیر پا گذاشتن تعصب های جاهلی )نظیر تعصب اعراب قبل از اسلام که حتی برای برتری جویی خود قبر مردگان خود را میشمردند و به آمار بالای آن می بالیدند . اصولا باید مراکز دولتی به نسبت جمعیت در شهر در مناطق مختلف ایجاد گردد اگر در یک شهر فقط مراکز دولتی در یک خیابان متمرکز گردد و ازدحام جمعیت و وسایل نقلیه در یک خیابان ؛جلوه ای نازیبا به شهر می بخشد پراکنده شدن مراکز دولتی در سطح شهر باعث رونق بخشیدن به اقتصاد دیگر محلات میشود و در نتیجه باعث رشد همه جانبه در سطح شهر میشود  آیا کدام عقل سلیمی قبول میکند که تمام یا اکثر ادارات دولتی در یک محل باشد و در محله دیگر هیچ، حقیر که نه حس ناسیونالیسمی دارم نه سرم درد میکند ونه دنبال درد سر میگردم ولی الحق و الانصاف  دوستان خودتان قضاوت کنید من مطمئنم اگر بزرگان شهر یه کمی از خود ملایمت نشان دهند و مردم دار باشند و همچنین آن عده که روز به روز بر شمارشان افزوده میشود ومتعصب تر میشوند(از محلات مختلف) یه خورده بصیرتشان بیشتر شود ما بهترین شهر را خواهیم داشت پس بیایید با هم شهری بسازیم که مدینه فاضله باشدیا همان آرمان شهری باشد که همه بدنبالش میگردند.

این مطالب ما را به یاد زمانی می اندارد که اکثر محلات روستا بوده است و الان  زندگی شهر نشینی در آن جریان دارد:

فضاي روستايي زارچ یزد
منطقه تاريخي «زارچ» در شمال باختری يزد واقع شده و اسم باني آن چندان روشن نيست؛ بنا به روايتي «زارچ» از جمله بناهاي «زال زر» است. قنات زارچ يكي از قنات‌هاي كهن منطقه يزد است كه آب آن هنوز جاري است. در تاريخ آمده است كه امير مبارزالدين محمد و فرزندانش،‌ دوازده روستا در بلوك رستاق و ميبد و قهستان احداث كردند كه از آن جمله، مظفر آباد زارچ مي‌توان نام برد. آب جوي زارچ در يزد معروف بوده و به همين دليل با حفر نقب‌هاي زيرزميني از آن استفاده كرده‌اند، اين جوي از آثار «ارسلان خاتون» همسر سلطان علاء الدوله كالنجار است. زارچ از قديم، داراي مردمي خونگرم و صادق و با فرهنگ بوده و بزرگاني را نيز در خود پرورده است كه از جمله مي‌توان لسان الحق عبدالوهاب متخلص به «محرم» را نام برد كه ديواني در مدح شهداي كربلا دارد. آثار تاريخي زارج عبارت‌اند از :


خواجه خضراله آبادي، دخمه و‌آب انبار اله آبادي، قلعه تاريخي و بزرگ زارچ (كه متأسفانه تخريب شده)، مسجد اميرالمؤمنين سرده زارچ، آسياب آبي و‌آب انبار شير سرچشمه.


  فضاي روستاي اشكذر یزد
اشكذر يكي از بخش‌هاي شهرستان يزد است كه در شمال باختری آن واقع شده و داراي آب و هواي گرمسيري معتدل است. آب آن در قديم از قنات تأمين مي‌شد. اين قنات امروزه خشك شده و جاي آن را چاه‌هاي عميق گرفته است. گفته‌اند كه اشكذردر زمان اشكانيان توسط «اشكين زال» كه از ملوك الطوايف بوده، ساخته شده و فيروزآباد به فرمان «فيروز شاه بن يزد گرد بن بهرام گور» بنا شده است. در قرن هشتم، به فرمان پسران «شيخ تقي‌الدين دادا محمد» هفت خانقاه در يزد،‌ اردكان، ميبد، اشكدز، هفتادر، بندرآباد و مجومرد ساخته شد كه برخي از آن‌ها منهدم شده‌اند. خانقاه اشكذر عمارتي بلند داشته و املاك بسار وقف آن بوده است. نمونه ای از تلاش و تكاپوي كويريان در مبارزه با شن‌هاي روان را مي‌توان در احداث جنگل‌هاي تاق و گز در اشكدز مشاهده كرد.

روستای محمد آباد یزد
روستای محمد آباد یزد ، در 7 كيلومتري جنوب يزد و كنار راه يزد ـ كرمان قرار دارد. بناي برجي مربوط به 400 سال قبل و غاري در ارتفاعات مجاور روستا كه آبشار زيبايي دارد، از اهم آثار ديدني روستا محسوب مي‌شود. محمدآباد در يك منطقه كوهپايه ای قرار گرفته است. كوه تخت‌بان در جنوب آن قرار دارد. آب و هواي روستا معتدل و خشك است.


 

ادامه نوشته

مطلبی در مورد سرو فیروزآباد

تكيه بر ريشه اى ۱۰۰۰ ساله
068208.jpg
سرويس گردشگرى: درختان كهنسال يادمان زنده هر كشور هستند و از جمله مهمترين ذخاير ژنتيكى گياهى آن محسوب مى شوند كه ارزش شناخت و حفظ اين منابع از نظر ملى و تاريخ طبيعى با حفظ ابنيه تاريخى هر كشور برابرى  دارد.از جمله درختان كهنسال در استان تهران مى توان به درخت توت روستاى آدينه درخت چنار مجاور بناى امامزاده موسى بن كاظم، درخت چنار محله جيلارد، درخت چنار محله گلاب، درخت چنار محله ناران، درخت چنار جنب امامزادگان صدرالدين و بى بى خاتون، درخت چنار جنب بناى امامزاده حمزه، درخت چنار روستاى چنار غرب، درخت چنار حياط امامزاده شمس الدين محمد، درخت سرو روستاى امام پايين، درخت نارون روستاى باغگل وكهنسال  ترين چنار تهران در حياط امامزاده يحيى اشاره كرد.با توجه به اهميت وجود اين درختان به بررسى وضعيت موجود يكى از اين درختان كهنسال كه درحقيقت كهنسال ترين درخت چنار تهران است مى پردازيم.در كوچه پس كوچه هاى خيابان ابوذر جمهورى نو سابق (۱۵ خرداد فعلى) خيابانى است،كه حدود ۵۰ سال از عمرش مى گذرد و خيابان رى را به چهار راه سيروس وصل مى كند. اين خيابان با خراب شدن چندين خانه ساخته شده است. پرسان پرسان سراغ امامزاده يحيى را گرفتيم كه سر كوچه نامش را نوشته بودند،امامزاده يحيى و امام زاده محمد كه در جوار يكديگر بودند. خيابان قديمى كه چون مار ميان خانه هاى جديد و قديم پيچ خورده بود مردم را به امامزاده راهنمايى مى كرد. پنجره هاى آهنين سبز رنگ نشانه اين بود كه به تازگى تعميروبازسازى شده است. اولين چيزى كه جلب نظر مى كرد در قسمت غرب امام زاده درخت چنار بزرگى بود كه بر روى آن تابلويى بزرگ نصب شده و گذشت ۷۸۰ سال را نشان مى داد ولى به گفته متولى امامزاده اين درخت به روايتى در حدود ۱۰۰۰ سال و به روايتى ديگر در حدود ۸۵۰ سال عمر كرده است. با زنجير قسمت هايى از آن را به هم بسته بودند تا نشكند. و در زير آن تابلوى قديمى ديگرى از ميراث فرهنگى به چشم مى خورد كه مربوط به سال ۱۳۳۰ بود و قدمت اين ساختمان رانشان مى داد،گفته مى شد اين چنار كه از نظر بزرگى سومين چنار تهران است قبلاً در جلوى امامزاده بوده است و حالا پس از گذشت سال ها پنجره امامزاده را به بيرون ادامه دادند تا چنار كهنسال درون حياط قرار گيرد. ضريح حضرت امامزاده يحيى در اطاقى به مساحت حدودا ۵۰ متر مربع قرار گرفته است كه در وسءستون هايى است كه داخل آن به صورت درگاه هاى كاشى كارى شده اى در دو قسمت بالايى و پائينى قرار دارد.قديمى ترين لوحه تاريخ دار موجود در تهران كاشى فيروزه فامى مورخ به سال ۶۲۸ و متعلق به آرامگاه يكى از بزرگان شيعه است كه در قسمت خارجى ديوار خشتى بناى قديم بقعه امامزاده يحيى نصب بوده است. اين لوحه قديمى امروزه در موزه اين امامزاده نگهدارى مى شود. صندوق مرقد امامزاده داراى تاريخ هاى ۱۰۴۴ ۱۰۴۹، ۱۰۵۷، است. كتيبه اى بر سر در بناى جديد،تاريخ ۱۳۳۰ ه.ش. مقارن با ۱۳۷۰ را نشان مى دهد. بر اساس كتيبه صندوق مرقد، عضدالدوله ملكشاه غازى فرزند ملك شاهرخ دستور ساختن صندوق را داده و استاد حسن و استاد محمد فرزندان حسن لواسانى آن را ساختند. استقبال زياد گردشگران اين محله قديمى تهران از تك خانه هاى ارزشمند، حمام هاى قديمى، بقعه  امامزاده يحيى، مسجد معمارباشى و به خصوص درخت چنار ۷۸۰ ساله موجود در آن اهميت زياد اين درخت كهنسال را نمايان مى كند. شكاف در دل اين درخت كه زمانى محل كسب و كار يك كفاشى ساده بوده است،اكنون به وسيله يك تخته چوب و به صورت كاملاً غيرحرفه اى با مقدار زيادى سيم بكسل بسته شده است كه قطعاً مى تواند به بدنه تنومند اين درخت آسيب برساند.در خصوص اين درختان كهنسال با على قاسم زاده دقيق مدرس دانشگاه وكارشناس باستان شناسى و متخصص در بحث درختان كهنسال گفتگو كرديم. او معتقد است:درختان كهنسال در دوران طولانى زندگى خود موانع اكولوژيك و تنشهاى نامساعد محيطى متعددى را پشت سر گذاشته و همچنان پايدار به زندگى خود ادامه مى دهند.ايرانيان قديم در مورد آفرينش گياهان معتقد بودند كه درخت عظيمى به نام سينا وجود داشته كه آشيانه سيمرغ بوده است. اعتقاد بر آن بود كه اين درخت زادگاه تجديد حيات كليه گياهان روى زمين است و درخت شفابخش نيز خوانده مى شد. رويشگاه اين درخت را در ميان درياى فراخكرت مى دانستند. زرتشتيان عقيده دارند كه زرتشت درخت سرو را از بهشت به زمين آورده است.افسانه هاى ملى حكايت از آن دارد كه درخت سروى كه توسط زرتشت پيامبر كاشته شده بود به دستور متوكل عباسى قطع و تنه آن به وسيله شتر به بغداد فرستاده شده است. مؤلف برهان قاطع عمر اين درخت را در آن زمان ۱۴۵۰ سال ذكر كرده است. در آن زمان ايرانيان شبانه تا آنجا كه امكان داشت بذور و شاخه هاى اين درخت را جمع كرده و در نقاط مختلف ايران كاشته اند و اكنون سروهاى كهنسالى كه در اقصى نقاط ايران وجود دارد مى توانند به طريقى منشأ از اين درخت تاريخى گرفته باشند. مطالعات انجام شده حاكى از آن است كه حدود ۱۰۰۰ پايه كهنسال مركب از گونه هاى مختلف (بيش از ۱۰ گونه مختلف) در ايران استقرار دارد. بنظر مى رسد اين تعداد در دنيا از نظر رقم نادر باشد. آنچه مسلم است اين پديده در كشورهايى با تاريخ كهن مانند ايران، مصر، چين، يونان ، ايتاليا، سوريه و اردن بيشتر مشاهده شده است.از جمله درختانى كه بسيار مورد احترام ايرانيان بوده و هم اكنون نيز در بيشتر نقاط مقدس شناخته مى شود چنار مى باشد. اين گونه درختى از زمانهاى دور در كنار اماكن مقدس زرتشتيان و بعد از آن مسلمانان وجود داشته است.هنرى ماسه در كتاب آداب ايرانى نمونه هاى زيادى از چنار مقدس را نام برده و بر اين عقيده است كه تك چنارهاى كهنسال را در اغلب نقاط ايران مقدس مى شمارند.اين استاد دانشگاه بر اين باور است كه ثبت ملى اين درختان موجب خواهد شد كه اين گونه آسيب پذيرى ها به حداقل كاهش يابد. گاهاً مشاهده شده است كه اين ذخاير با ارزش بيولوژيك به دليل ايجاد جاده و بنا به دلايل بى احتياطى و نادانى از بين رفته اند. بر سازمانهاى ميراث فرهنگى و محيط زيست كشور واجب است كه با تصويب قانونى در مجلس جلوى اينگونه خطرات را كه موجبات نابودى ريشه هاى با ارزش تاريخى ايران را فراهم مى كنند بگيرند.در موارد معدود نيز مشاهده شده است كه افراد با تخيلات و تعبيرات غير واقعى كه از مبناى مذهبى نيز برخوردار نيستند به عمل غير مذهبى دست زده و نسبت به آتش زدن اين درختان نيز اقدام كرده اند. در هر صورت عدم حفاظت علمى دقيق، كشيدن جاده، توسعه صنعتى بعضى از مناطق بعبارت كلى تر نادانى و بى حرمتى نسبت به علائق و يادمانهاى ملى موجب نابودى بسيارى از اين درختان با ارزش شده است. درختان سرو فيروز آباد يزد، چنار امامزاده صالح، درختان انجير معابد قشم، تعدادى از درختان كهنسال استان سمنان از آن جمله هستند.
مشكل حفاظت از اين درختان،نبود قانون قاطع در اين ارتباط است. موردى ديگر آنكه هرچند روى بسيارى از پايه هاى با ارزش تحقيقات و كار كارشناسى انجام گرفته است و مى گيرد ولى بدون توجه به مستندات و گزارشات موجود به ايجاد جاده هاى آسفالته در اطراف درختان، انتقال سيستم فاضلاب شهرى از كانالهاى آبى قديمى مرتبط به اين درختان مانند قناتهاى موجود قديمى، تخريب باغهاى اطراف درختان كه شايد صدها سال اين باغها با اين درختان در همزيستى مثبت بوده و شرايط مناسب ترى را براى ادامه زيست درختان كهنسال فراهم كرده بوده اند از جمله موارد متعدد ديگرى است كه در حال و آينده موجب نابودى اين درختان خواهد شد. در ايران مثالهاى متعددى در اين ارتباط وجود دارد. شايد بيش از ۱۵ سال است شرايط نگهدارى سرو ابركوه به صورت گزارشى مدون به بخشدارى آن زمان اين شهر ارائه شده است. ولى باز هم شاهد بسيارى از بى توجهى ها در اطراف اين درخت ارزشمند هستيم.تنه گردوى كهنسال موزه قزوين، كنده هاى باقيمانده از چنار گازور خان در حوالى قله الموت قزوين، درختان كهنسال متعدد نابود شده در استان سمنان، چنار امامزاده صالح در استان تهران خصوصاً سرو كهنسال فيروز آباد يزد از آن جمله هستند. اين سرو با وجود تذكرات متعدد شفاهى و كتبى مردم اين ناحيه به سازمانهاى محيط زيست و ميراث فرهنگى در تاريخ ۱۹/۳/۸۲ به دليل وزش باد شديد ريشه كن شده است. متأسفانه هر ساله به دلايل مختلف تعدادى از اين درختان آسيب ديده و يا قطع شده اند كه عوامل متعددى از جمله سهل انگارى سازمانهاى مربوطه در حفظ و حراست از اين درختان، عدم شناخت اهميت اين درختان براى مردم و غيره باعث اين امر شده است.پايه هاى خود روى چنار در مناطقى مانند كوه هاى بختيارى، استان مازندران، گيلان ، همدان و لرستان،كرمان ، قم و تربت جام و بسيارى از مناطق ديگر شناسايى شده است. اين درختان بصورت طبيعى تا ارتفاع ۲۶۰۰ متر نيز استقراريافته اند. در ايران بسيارى از پايه هاى كهنسال چنار مشاهده مى شود كه قطر آنها متجاوز از ۲ متر است. كتب تاريخى بيانگر اين است كه از زمانهاى قديم در اطراف تهران نيز درختان چنار تنومند يا استقرار داشته و يا كاشته شده اند.به همين دليل شهر تهران به نام شهر چنارها نيز ناميده شده است. اين درخت در بسيارى از مناطق مذهبى ايران مانند امامزاده ها كاشته شده و يا وجود داشته است. همچنين در داخل بعضى از معابد زرتشتيان نيز پايه هاى كهنسال چنار مشاهده مى شوند. چنار امامزاده يحيى واقع در خيابان رى از جمله اين درختان كهنسال با ارزش است كه با وجود قدمت ۹۰۰ ساله به فراموشى سپرده شده است. داشتن شرايط نامساعد از جمله وجود تخته هاى چوبى، سيم بكسل ها و زباله هاى موجود در اطراف آن و همچنين سكوهاى سيمانى كه دور تا دور ريشه هاى اين درخت تنومند را فرا گرفته و باعث شده كه اين ميراث با ارزش در غبار زمان بى صدا روند نابودى را طى نمايد و شايد جزو قربانيان آينده اين بى توجهى ها باشد.
http://www.abrarnews.com/politic/1386/860619/html/gardesh.htm

آب انبار دوشیری فیروزآباد

نخل فیروزآباد

درخت سرو کهنسال اشکذر

اثار باستاني واب انبار هاي قديمي فيروزاباد

ادامه نوشته

صحرای فیروزآباد وبحثی در رابطه با آن

ااین تصاويرنمايي است از صحراي فيروز آباد بنام(گودال)که به خاطربی آبی وخشکسالی وبی تفاوتی مردم ازسالیان گذشته وحال دچار تحولاتی شده است که به اندکی از آنها می پردازم از قبیل(عبور دادن دکل های فشار قوی برق از زمین های مزروعی وپرداخت نکردن هیچ وجهی به مردم، دولتی کردن اراضی که سالیان سال توسط این مردم با کد یمین و عرق جبین به حاصل نشسته بود، زیر کاشت نرفتن زمین ها وخاموش کردن چاه کشاورزی که ضرر خاموش کردن چاه دوچنان است برای خود چاه،بی حاصل وبی نتیجه بودن تلاش برای گرفتن زمین برای جوانان ،گرفتن قسمتی از اراضی توسط افراد سودجو، فروختن اراضی روبروی آبادی توسط شهرداری واداره منابع طبیعی به کارخانه دارها که این امر باعث آلودگی هوای منطقه وآسیبهای جدی به بخش کشاورزی میشود،هجوم شن های روان به این اراضی،به زیر کشت نبردن اراضی توسط مردم،نداشتن راه مناسب یا راه زیر گذروخراب شدن آثاروبناهای قدیمیَ  ولی با تلاش مضاعف عده ای ازاهالی از قبیل آبیاری قطره ای وکاشتن درختان انگور وانار وپسته وزیتون وکاشتن صیفی جات قدمهای مثبتی در این زمینه برداشته شده است