شعر سرو شکسته فیروزاباد
این وبلاگ شخصی است وحقیر سعی دارم مطالب زیبا در هر زمینه را در این وب بیاورم امیدوارم مورد پسند دوستان وبینندگان قرار گیرد
ای سرو کهن ،من به خدا می سپارمت ----
دستم اگر به گردون رسدمن می ستایمت
سرسلسله ی جنبش بیداران بود از نسل دلیران وعلی داران بود
............................................
در گستره ی خاک عطشناک کویر چون صاعقه بود ومژده ی باران بود
شعری در مورد این سرو شکسته سروده ام که در ذیل
به آن میپردازیم:
ایرانیان باستان سرو را مظهرجاودانگی وخلود
ومظهر زندگی میدانستند ودرداستانهایی از ایران
باستان آمده است که اگر در محلی درخت سروی
میشکست مردم همان درخت خشکیده را درهمان
محل میکاشتند چون آنراسنبل جاودانگی میدانستند.
و امروز شنبه مورخ:13/6/89با پیگیری های افرادی قرار
است که این سرو خشکیده در محل خود استوار گردد.
تا ببینیم چه میشود.
سروكهن شكست و داغ نباتات تازه کرد
عاشق نشست وسرو شکستن نظاره کرد
با آنکه سالها میگذرد از زمان عمر
اما کسی نبود که راهی وچاره کرد
قامت خمید وسرو به پایین کشیده شد
امید کس،نداشت که عمری دوباره کرد
داد وفغان بعد شکستن چه سود داشت
با خنجری که حنجره ای پاره پاره کرد
با چشم خود نظاره ی خوابیدن قدی
خاموش وبی صدا به بی کسی خویش ناله کرد
ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
تا بعد ازاین بتوان راهي و چاره کرد
برهمت دو ن همتان مرد باد درود
با دیدن شکستنش ، اورا نظاره کرد
بعداز گذشت یکهزار وپانصد سال
طوفان روزگارقامتش را تکه پاره کرد
برسرو قامتان شهیددیارمان درود
بر خاک پاکشان بتوان استخاره کرد
اکنون سر مزارشان روییده گلبنی
گویندبه صدزبان که باید فکری دوباره کرد
تا سرو خشک وشکسته ی محله را
در جای خود نشاند و باز اورا نظاره کرد
تاحرمتش تا سالیان سال بماندبه یادگار
این رسم دیرینه را باید باز زنده کرد
آزاده باش درزندگی چون سرو سرفراز
باخاطرات زنده اش عمری دوباره کرد
هرگز به سرو قامتی خود دلی مبند
طوفان روزگار شکستنش، بهانه کرد
محزون غمین مباش درایام روزگار
پروردگار اهل یمین را حزن نشانه کرد
علی شریفی
ای سرو کهن ،من به خدا می سپارمت ----
دستم اگر به گردون رسدمن می ستایمت
سرسلسله ی جنبش بیداران بود از نسل دلیران وعلی داران بود
............................................
در گستره ی خاک عطشناک کویر چون صاعقه بود ومژده ی باران بود
شعری در مورد این سرو شکسته سروده ام که در ذیل
به آن میپردازیم:
ایرانیان باستان سرو را مظهرجاودانگی وخلود
ومظهر زندگی میدانستند ودرداستانهایی از ایران
باستان آمده است که اگر در محلی درخت سروی
میشکست مردم همان درخت خشکیده را درهمان
محل میکاشتند چون آنراسنبل جاودانگی میدانستند.
و امروز شنبه مورخ:13/6/89با پیگیری های افرادی قرار
است که این سرو خشکیده در محل خود استوار گردد.
تا ببینیم چه میشود.
سروكهن شكست و داغ نباتات تازه کرد
عاشق نشست وسرو شکستن نظاره کرد
با آنکه سالها میگذرد از زمان عمر
اما کسی نبود که راهی وچاره کرد
قامت خمید وسرو به پایین کشیده شد
امید کس،نداشت که عمری دوباره کرد
داد وفغان بعد شکستن چه سود داشت
با خنجری که حنجره ای پاره پاره کرد
با چشم خود نظاره ی خوابیدن قدی
خاموش وبی صدا به بی کسی خویش ناله کرد
ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
تا بعد ازاین بتوان راهي و چاره کرد
برهمت دو ن همتان مرد باد درود
با دیدن شکستنش ، اورا نظاره کرد
بعداز گذشت یکهزار وپانصد سال
طوفان روزگارقامتش را تکه پاره کرد
برسرو قامتان شهیددیارمان درود
بر خاک پاکشان بتوان استخاره کرد
اکنون سر مزارشان روییده گلبنی
گویندبه صدزبان که باید فکری دوباره کرد
تا سرو خشک وشکسته ی محله را
در جای خود نشاند و باز اورا نظاره کرد
تاحرمتش تا سالیان سال بماندبه یادگار
این رسم دیرینه را باید باز زنده کرد
آزاده باش درزندگی چون سرو سرفراز
باخاطرات زنده اش عمری دوباره کرد
هرگز به سرو قامتی خود دلی مبند
طوفان روزگار شکستنش، بهانه کرد
محزون غمین مباش درایام روزگار
پروردگار اهل یمین را حزن نشانه کرد
علی شریفی
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 12:34 توسط علی شریفی
|
این وبلاگ شخصی است وحقیر سعی دارم شعرها ومطالب زیبا در هر زمینه را در این وب بیاورم امیدوارم مورد پسند دوستان وبینندگان قرار گیرد.